X
تبلیغات
دختر اهوازی - اخبار زیتون کارمندی در ماه محرم
غمگین تر از همیشه صبورتر از هرکس...

بچه ها امروز کلی سوژه پیدا کردم که بهتون بگم :

1. دیروز یه پسری تو خیابون کمیل وسط عزاداری افتاد رو زمین قش کرد (گفتن مثل اینکه قرص اکس خورده بود) خلاصه با هزار زحمت چندتا آقا کمک کردن از وسط جمعیت بردنش بیمارستان که امیدوارم زودتر حالش خوب بشه.

2. یکی از دوستان گفته بود که دربارش توی وبلاگ دیگه چیزی ننویسم بود ، خوب منم از این به بعد چیزی دربارش نمینویسم ولی شاید هم نوشتم (اخه اون منو نمیشناسه ولی من میشناسمش )

3. آلبرت همون پسر مسیحیه که هر شب تو کیانپارس علافه دیشب تو زیتون به لیلا (که بچه های زیتون همه میشناسنش) شماره داد و بهش گفت یادت نره زنگ بزنی (منتظر باش تا زنگ بزنه )

4. دیشب توی خیابون کمیل بسیجیها به تیپ من هم گیر دادن بهم گفتن آخه کی با این تیپ میاد واسه امام حسین. ولی به جان خودم تیپ من بد نبود کلاه زده بودم با مانتو  و شلوار لی تنگ کوتاه

5. راستی دیشب دعوا هم شد که چندتا بچه عرب بودن میخواستن به نفر رو با چاقو بزنن که پلیس گرفتشون

6. ساناز دوست خودم هم دیشپ از پنج نفر شماره گرفت

 اینم آی دی من : Lovely_Ahvazi@Yahoo.com

خوب این همه براتون اخبار زیتون

 رو نوشتم حالا شما هم یه نظر کوچولو بدین

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 15:38  توسط سمیرا |